الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
183
شرح كفاية الأصول
مجازى در آنها اراده شده ، امّا بهطور تفصيل نمىدانيم كداميك تخصيص يا تقييد خورده ، و يا كداميك قرينه بر مجاز دارد . بنابراين تمام ظواهر قرآن در دايرهء علم اجمالى به ارادهء خلاف ظاهر است . و علم اجمالى نيز همانند علم تفصيلى ، منجّز است و لذا در اطراف علم اجمالى ، اصول عقلائيّه و لفظيّه ( مانند : اصالة الحقيقه ، أصالة العموم ، اصالة الاطلاق و . . . ) و اصول عمليّه جارى نمىشود . نتيجه اين مىشود كه چون تمام ظواهر قرآن در دايرهء علم اجمالى هستند ، از حجّيت ساقط مىشوند و لذا كتاب ، ظهورى ندارد . وجه پنجم ( أو بدعوى شمول الأخبار . . . ) اين وجه ، اشاره به منع كبروى است كه اصل ظهور را نفى نمىكند ، بلكه حجّيت آن را منتفى مىداند ، به اين بيان : قرآن كريم ، اگرچه ظواهرى دارد ، امّا اخبارى وارد شده كه ما را از تفسير به رأى قرآن نهى كردهاند . و حمل كلامى كه ظاهر در معنايى است ، بر ارادهء همان معنا ، از مصاديق تفسير به رأى است كه در اخبار ، از آن نهى شده است . و لا يخفى انّ النزاع . . . چنانكه توضيح داديم ، در برخى از وجوه پنجگانه ، اشاره به منع صغروى و در برخى از آنها اشاره به منع كبروى شده بود ، به اين ترتيب كه : در وجه اول ، دوم و چهارم ، صغرا ( اصل ظهور براى آيات ) ، و در وجه سوم و پنجم ، كبرا ( حجّيت ظهور ) منع شده است . و كلّ هذه الدعاوى فاسدة : أمّا الاولى ، فإنّما المراد ممّا دلّ على اختصاص فهم القرآن و معرفته بأهله ، اختصاص